محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

112

مجربات اكبرى ( فارسى )

سپيد ، هر يك دو دام ، پخته ، نسوت ، زيرهء سياه ، تنتريك ، هليلهء زرد و بليله هر يك ، يك دام ، نمك سنگ دو نيم دام ، جمله را بكوبند و بپزند و باريك بسيار نبايد بيخت و مقدار يك توله ، يا كم و زياده بالاى طعام يا قبل وى بخورند من المجربات . دوائى كه اشتها آرد ، پوست هليلهء زرد شش دام ، نمك سنگ دو درم ، شيطرج « 1 » سه درم ، فلفل دراز چار درم ، كوفته ، بيخته ، هر روز با آب گرم يك درم ، بخورند . دوائى كه اشتهاى كثير آرد ؛ سماق آمله اجواين زنجبيل تج فلفل دراز ، فلفل گرد ، قاقله زيره كرمانى قرنفل جمله برابر كوفته ، بيخته ، دو چند آن نبات آميخته هر صباح نهار يك كف دست تناول نمايند كه دفع رياح كرده اشتها مىآرد . ادويه كه تشنگى فرو نشاند ؛ برگ نيم بكوبند و در خاك آميزند و بكوبند و غلوله بندند و غلوله را در آتش اندازند گرم كرده در آب سرد نمايند و اين آب بنوشانند . ديگر ؛ برگ كنير ، صندل ، كليسر ، كنجد ، هر چهار مساوى بگيرند و با كانجى بسايند و بر سر طلا نمايند . فصل در هكهك كه آن را فواق « 2 » گويند : بگيرند مسكه يك دام ، كلونجى « 3 » سه ماشه ، كلونجى را سائيده با مسكه

--> ( 1 ) - شيطرج : اسم معرّب بيخ نباتى است سرخ ، و بسيار تند و باريك و برگش شبيه به برگ رشاد و در اوايل سردى هوا خشك شده مىريزد و متّصل به بيخ برگى مىماند و در تابستان از شاخه‌هاى او گل ريزهء پر برگ سفيد ظاهر مىشود و تخمش از خشخاش بغايت ريزه‌تر و مستعمل بيخ اوست و منبتش خرابه‌ها و قوّتش تا پنج سال باقى است . ( تحفه ) ( 2 ) - فواق : سكسكه . ( 3 ) - كلونجى : به هندى شونيز است و به فارسى سياهدانه ، نامند . ( فرهنگ مير )